اسرائيل، تکمه را فشار می دهد یا آمریکا؟


پاسخ آتلانتيک به سئوال چه کسی ایران را بمباران می کند:
هيچ يک از اظهار نظرهای هوشمندانه درباره مقاله منتشر شده در مجله آتلانتيک ما را به وجد نياورده است. هيچکس راه حل معقولی برای آنچه همگان به عنوان يک معضل خطرناک می شناسند، ارائه نداده است. اين معضل، تأسيسات هسته ای ايران است که جمهوری اسلامی رسماً اصرار دارد در خدمت توليد برق و مواد راديواکتيو پزشکی است. اما آيا گولدبرگ (نويسنده مقاله جنجالی آتلانتيک) و افرادی که از سوی اين مجله دعوت شده اند، آنچه را که ممکن است رخ بدهد بيان کرده اند؟
رابين رايت با تجربه وسیع روزنامه نگاری در لوس آنجلس تايمز، واشنگتن پست، سی بی اس، و اکنون به عنوان محقق مؤسسه صلح ايالات متحده، قبول دارد که نسبت به موفقيت مذاکرات با ايران خوش بين بوده است. اما وی جزء معدود کسانی است که معتقدند گفتگوهای پيشنهادی باراک اوباما ممکن است به زودی آغاز شود. رايت اعتقاد دارد فرآيند ديپلماسی و تحريم ها با قدرت و دست کم به مدت يکسال ادامه خواهد يافت.
او به بحث با گولدبرگ پرداخته و گولد برگ هم آن را پذیرفته است. رايت مطمئن است که نه اسرائيل و نه آمريکا تا ژوئيه سال آينده به بمباران ايران دست نخواهند زد.
هرچند توجه به جاه طلبی های جمهوری اسلامی از یک سو و نگرانی های واقعاً جدی اسرائيل درباره آن از سوی دیگر کاملا منطقی به نظر می رسد است، اما واقعا چه چیزی جز حدس و گمان در مورد آنها می توان بر زبان راند؟
تصميم گيری درباره انجام يک حمله و زمان دست زدن به اين کار برعهده رهبران اسرائيل و خصوصاً بنيامين نتانياهو است. نتانياهو اطلاعاتش را از رؤسای امنيتی و نظامی می گيرد و آنچنان که گولدبرگ می گويد، تحت تأثير بن زيون، پدر نظامی و 100 ساله خود است. نخست وزير اسرائيل در خصوص مسائل مهم امنيت ملی به "کابينه ای در دل هيأت دولت" خود اتکا می کند که شامل شش مرد بعلاوه خودش است. از اين گروه تقريباً هيچوقت چيزی به بيرون درز نمی کند. در اين گروه، ايهود باراک، وزير دفاع و موشه يعلون، ژنرال بازنشسته و تحليلگر چيره دست و معتقد به قدرت ويرانگر، حضور دارند. عضو ديگر اين کابينه کوچک، بنی بگين است که پدر وی، مناخیم بگين، تصميم سرنوشت ساز حمله به راکتور عراق در سال 1981 را گرفته بود.
از نظر بسياری از تحليلگران آمريکايی، اگر قرار باشد آمريکا به تأسيسات هسته ای ايران حمله کند، تصميم گيری برعهده باراک اوباما رئيس جمهور ايالات متحده خواهد بود. وی نيز اطلاعات و مشاوره های لازم را از مشاورانش دريافت می کند، اما با این تفاوت که اخبار مربوط به جزئيات اين روند و اختلاف نظرات غيرقابل پيشگيری به بيرون درز می کند. به عبارت ديگر، نوعی علائم هشداردهنده به چشم می خورد؛ نظير تلاش ايالات متحده برای تصويب قطعنامه سازمان ملل برای استفاده از زور به دليل عدم شفافيت و يا تأخير طولانی مدت ايران برای شروع همکاری.
اما اسرائيل بدون هيچ علامت هشدار دهنده ای حمله خواهد کرد. قبل از حمله 29 سال پيش به بغداد هيچ علامت هشدار دهنده ای صادر نشد. اين حمله طولانی ترين مسير درحملات نيروی هوايی اسرائيل محسوب می شد. درحالي که سازمان سيا و اعضای مطلع کنگره آمريکا از ويرانی يک رآکتور هسته ای در سوريه در سال 2007 توسط اسرائيل اطمينان دارند، اما اسرائيل پيش از وقوع اين حمله هيچ نشانه ای بروز نداد و حتی دست زدن به اين حمله را هيچگاه به صورت رسمی تأييد نکرد.
رابين رايت روز دوشنبه در مقاله اش نوشت اسرائيل احتمالاً متوجه است که حمله به ايران، می تواند خطرات غيرقابل پيش بينی را به دنبال داشته باشد. وی برای درک بهتر پيامدهای اين اقدام، به ارائه گزارش های مفصلی از پکن، مسکو، آنکارا و رياض پرداخت.
اما آنچه واقعاً اهميت دارد، اين است که رهبران اسرائيل چگونه فکر می کنند: آيا آنها خود را به عنوان محافظان قوم يهود درنظر می گيرند که از خاکستر هولوکاست و با شعار "دوباره هرگز" متولد شده اند؟ آيا اين شعار دوباره به گوش می رسد؟ آيا آنها حاضر به همزيستی با ايران هسته ای و ادامه زندگی با درک خطر حمله احمدی نژاد يا يک گروه تروريستی با بمب هسته ای کوچکتر و کشتن يک ميليون يا بيشتر از مردم خود هستند؟
برخی از ابراز نظرها به خوبی درباره عدم شفافيت آنچه واقعاً از نظر اسرائيلی ها قابل پذيرش است، سخن گفته اند. آيا ايران اورانيوم کافی برای غنی سازی در حد خلوص تسليحات هسته ای در اختيار دارد؟ آيا ايران اورانيوم غنی شده برای جاگذاری در يک بمب از پيش توليد شده را در اختيار دارد؟
وقتی نوبت به مسائل هسته ای می رسد، هيچ کس اسرار آميز تر از اسرائيل نيست و اين کشور می خواهد دنيا را نسبت به امکانات خود در وضعيت حدس و گمان نگه دارد. فراموش نکنيم درحالی که گمان می رود اين کشور صاحب صدها سلاح هسته ای است، آنها هرگز به طور رسمی به در اختيار داشتن حتی يک بمب اعتراف نکرده اند.
گری ميلهولين از وب سايت آتلانتيک به اين نکته اشاره کرد که اسرائيل نمی تواند خيلی مطمئن باشد نيروی هوايی آن کشور از عهده ويرانی تمامی زوايای برنامه هسته ای ايران برخواهد آمد. مطمئناً افسران ارشد نظامی اسرائيل درخفا به اين واقعيت اذعان دارند. اما آنها اصرار دارند تخريب دستگاه های سانتريفوژ، نيروگاه های هسته ای و ساير اجزای برنامه هسته ای ايران دارای ارزش بسياری است.
پاتريک کلاسون در نوشته خود نگاه بازتری دارد و می گويد خط مشی های اسرائيل معمولاً به صورت رفع موقتی مشکلات است و در صدد به تأخير انداختن بدترين نقشه دشمنان خود به اندازه يک تا دو سال است. آنها اين کار را بهتر از ساکت نشستن می دانند.
نيکلاس برنز مقام ارشد سابق وزارت خارجه و سفير سابق آمريکا در ناتو روز سه شنبه بحث مهمی را مطرح کرد. به نظر می رسد بسياری از افسران نظامی که فکر می کنند ارتش آمريکا تحت فشار زيادی است نيز با نتيجه گيری های او موافقند. وی می گويد: "پس از مطالعه مقاله گولدبرگ، بيشتر متقاعد شده ام که حتی حمله يکجانبه اسرائيل به تأسيسات هسته ای ايران می تواند برای منافع ايالات متحده، فاجعه بار باشد."
اين ديپلمات کهنه کار توصيه کرد اسرائيل بايد به آمريکا و اوباما در واکنش هوشمندانه به جاه طلبی های ايران اعتماد کند. رابين رايت به سخنان برنز واکنش نشان داد و نوشت بايد درباره نحوه مهار ايران به کمک فشار حساب شده و با هدف بازداشتن آن کشور از پيگيری توليد زرادخانه هسته ای، خيلی فکر کرد. وی نوشت همه اين کارها بايد با دقت بسيار و قبل از "شتافتن به سوی اقدامی نظامی" صورت بگيرند.
مارتين اينديک ديپلمات کهنه کار ديگر وزارت خارجه و سفير سابق آمريکا در اسرائيل که اکنون رئيس مرکز سيبن در مؤسسه کارنگی است، با اشاره به مقاله گولدبرگ نوشت اسرائيل اخيرا احساس "آرامش" بيشتری می کند و متوجه است که اوباما کاملاً متوجه خطرات هست. اينديک موضوع جالب توجه ديگری را به ميان کشيد و پرسيد: چه کسی در نهايت ايران را بمباران خواهد کرد؟ ايالات متحده يا اسرائيل؟ آنطور که اينديک می گويد: آمريکا.
دن راوين

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

از تمامی دوستان محترم متشکریم